تابستون
تاستون رو هیچوقت به خاطر گرما دوست ندارم ولی خداییش به خاطر تو خوشحالم.چون هر ساعت روز میتونیم ببریمت بیرون بدون ترس از سرماخوردگی.
الان دیگه پارک رو میشناسی و تا به نزدیکی پارک میرسی کلی دست میزنی و با خوشحال ما رو نگاه میکنی.سرسره رو بیشتر از همه دوست داری.


یه سفر چند روزه رفته بودیم رامسر.نمیدونی چه حال میکردی تو دریا و ما نمیتونستیم از آب بیاریمت بیرون.



تابستون بهت خیلی خوش گذشت.یه بار ایلیا اومد پیشمون و یک هفته موند.حسابی با هم آتیش میسوزوندید..


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تابستون 
