آوش آوش ، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره

زیر یک سقف با آوش

اولین دندان

امروز (16 مهر) داشتم بهت فرنی میدبدم که یه چیز سفید توی دهنت   دیدم،فکر کردم که دستمال کاغذی تو دهنته ولی وقتی دستم رو کردم تو دهنت دیدم وای خدای من یه دندون کوچولو نیش زده، شاید 1 میلیمتر آمده بیرون،مبارک باشه عزیزم،بالاخره از درد یکیشون راحت شدی ولی راهی دراز پیشرو داری. 3 روز بعد دندون کناریش هم بیرون زد. این ماه همه هنرهات داره تکمیل میشه.الان میتونی چند دقیقه هم بشینی. ...
26 آبان 1392

اولین غذا

اولین غذا رو برات با لعاب برنج شروع کردم. بالاخره به عشقت یعنی قاشق   رسیدی،فعلا که با علاقه  میخوری و از میزان کمش شاکی هستی،آخه نباید بیشتر از 3 قاشق بخوری.         ...
26 آبان 1392

اولین سرماخوردگی

برای   دومین بار رفتیم چلاو.خیلی خوش گذشت.جلوی موهات رو برای اولین بار خاله خدیج کوتاه کرد.     ولی بعدش به شدت سرما خوردی.خیلی روزهای بدی گذشت.اولین سرما خوردگی خاطره خیلی تلخی بود.               ...
26 آبان 1392

آوش و رستا

این هم از نی نی خاله طیبه،من عاشق نگاه تو به رستا هستم یه جوری نگاهش میکنی که انگار تو پروفسور هستی و اون هیچی .وقتی گریه میکنه با تعجب نگاهش می کنی. ...
25 آبان 1392

مهمون و مهمونی

قبل از هر مهمونی کلی خوشتیپ میکنیمت ولی هر بار از مهمونی رفتن باهات پشیمون میشم.هر جایی که تعداد بالا باشه تا حد توان گریه میکنی و ما زودتر از همه بلند میشیم ولی ما کم نمیاریم و تقریبا کل هفته رو یا مهمون داریم و یا مهمون هستیم.البته وقتی مهمون داریم خوش اخلاقتر هستی. ...
17 شهريور 1392

شصت پا

آخر هفته با دوستان آمدیم قزوین خونه خاله ندا و عمو نیما،صبحها ساعت 8 همه رو با یه آواز خیلی بد صدا که تازه یاد گرفتی بیدار میکنی و یک هنر جدید هم به هنرهات اضافه شد(خوردن شصت پا) عاشق این کارم خیلی بامزه است ...
16 شهريور 1392

مارلی

یه فیامی است به اسم Marley and Me   که من و بابا ارس خیلی دوستش داریم(سوژه فیلم رو خیلی باز نمیکنم که آبروت نره).چند روزه که اسم مارلی رو برات انتخاب کردیم.همه چیز رو گاز میگیری و میخوری.شلوار و ملحفه،عروسک،..   ...
16 شهريور 1392